![]() |
![]() |
|
انتظار !سخته نشستن به امید فردایی که از لج تو نمیاد
اصلن چرا بارون نمیاد!مگه پاییز بی بارونم میشه؟؟؟
...دلم هواشو کرده،اما نمیاد...نمیتونه
وقتی بهش فکر میکنم گرفتن راه بارون چشام خیلی سخت میشه
...اما میدونم میبازم اگه ببارم
چقدر میخواد طول بکشه؟
حرفی نیست، به شرطی که با من باشی
...اونوقت استوار و محکم میشم مثل یه کوه
دلم میخواد زیر بارون گریه کنم چون کسی اشکامو نمیبینه
...همبازی اشکام قطرات بارون میشن
...حس خوبیه،محشره
.
.
.
یادمه سالایه دبیرستان کوچه ی مدرسمون رنگ میشد با برگای پاییز
...خش خش می کردن زیر پاهامون و من عاشق بودم
عاشق صداش!وهنوزم عاشقم |
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم آبان 1387ساعت 8:26 توسط نینا |
|
|
معلم كه امد به ناگه كلاس ،چوشهري فرو خفته خاموش شد
...سخن ها مانده در مغز ها به لب نارسيده فراموش شد
معلم زكار مداوم مدام غضب ناك و فرسوده و خسته بود؛
...جوان بود، ولي در عنفوان شباب جواني از او رخت بر بسته بود
...معلم بگفتا كاي احمدك؛ بيا درس ديروز گوي كه تا من ببينم كه سعدي چه گفت
...ولي احمدك درس نا خوانده بود، به جز انكه ديروز بشنيده بود
ببببببني ادم اعضاي ييييكديگرند
ككككككه درافرينش ز يك گوهرند
....توتوتوتو كز
....واي
...يادش نبود
،احمدك سر به زير افكنده و خاموش شد
... جهان پيش چشمش سيه پوش شد
معلم بگفتا به لحني گران ؛كهاي احمدك كودن بيشعور
...چرا اين چنين درس اسان نخواندي بگوي
مگر چيست فرق تو با ديگران؛
احمدك همچنان سر به زير افكنده و خواموش بود؛
...جهان پيش چشمش سيه پوش بود
...بگفتا
... بگفتا
خدايا چه ميگويد اموزگار ،مگر او نداند در اين روزگار
بود فرق بين دار و ندار
....چه انان كه سر به دامان مادر خوشند ؛ومن بي وجودش نهم سر به خاك
كنم با پدر پينه دوزي و كار؛
...ببين
... ببين
...دست پر پينه ام شاهد است
معلم بكوبي پاي بر زمين،كه اين پيك پر از كينه است؛
به من چه كه مادر زكف دادهاي، به من چه كه دستت پر از پينه است؛
...رود پيش ناظم كسي و فلك اورد
احمدك تا اين سخن را شنيد ،درون سينه اش كور سويي دميد؛
... به ياد امدش شعر سعدي بگفت
به ياد امدم ،به ياد امدم؛
تحمل كمي ،تحمل خدا را، تحمل كمي؛
تو كز محنت ديگران بي غمي
نشايد كه نامت نهند آدمي |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 12:40 توسط نینا |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 10:6 توسط نینا |
|
|
سلام میدونم خیلی وقت بود نبودم شرمنده ...
زندگیه دیگه ولی دست پر اومدم چند نصیحت برای شاد زندگی کردن کار میکنه مطمئن باشید
شادي خود را به هيچ چيز و هيچ کس وابسته نکن تا هميشه از آن برخوردار باشي. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 21:56 توسط نینا |
|
|
چارلی چاپلین یکی از نوابغ مسلم سینماست . او در زمانی که در
ژرالدین تو این عكس اولین نفر از سمت چپ هستش.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 22:22 توسط نینا |
|
الهي راضيم به رضايت صبر ميكنم بر بلايت كه معبودي جز تو ندارم پس به دادم برس اي فرياد رس فریاد خواهان.!!! ...با وجود اون همه بلا اينطور بزرگوارانه بر خرد ميكنند حالا ما به عنوان شيعيانشون چه ميكنيم بر بلاهاي نازل شده كه در قياس با اونها بلا نيست. |
|
+ نوشته شده در
جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 15:59 توسط نینا |
|
|
اما چه رنجي است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زيبايي ها را تنها ديدن و چه بدبختي آزاردهنده اي است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از كوير است...
( دكتر علي شريعتي ) تقدیم به بهترینم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 0:42 توسط نینا |
|
|
نمیتو نم بگم چه قدر خوب بود ...
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 3:33 توسط نینا |
|
|
با اجازتون دارم میرم مشهد دعاتون کنم
خیلی وقت بود دلم میخواست بطلبه برم... ولی نمیشد! اما الان نمیدونم چه طوری؟؟؟ خودم هم یادم رفته بود! اینطوریه دیگه! به هر حال سعی میکنم اپ کنم اونجا هم ولی اگه نشد شرمنده.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم دی 1386ساعت 14:49 توسط نینا |
|
|
یکی درد و یکی درمان پسندد
یکی وصل و یکی هجران پسندد من از درمان و درد و وصل و هجران پسندم انچه را جانان پسندد
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 0:59 توسط نینا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
زندگی تاس خوب اوردن نیست
زندگی تاس بد رو خوب بازی کردنه!!! |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 |
| پیوندها |
|
نونا من و تو ويه عالمه حرف!!! امديم كه عاشق شويم و در گذريم... براي تو مينويسم علي طنز متفاوت اقا داداشم mahsa علی فیلم لبخند خط خطي |
|
RSS
|